تبليغاتX
رد پای عشق



 

به چه دلیل زندگی میکنید؟؟؟

 

لطفا صادقانه پاسخ دهید.یه جور آمار گیریه.

ممنون.

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:31 توسط لیلا |



عارفی بود که به شاگردانش دعا کردن یاد می داد.

روزی شاگرد از عارف پرسید:آیا دعا مارا به خدا نزدیک

می کند؟

عارف گفت:آیا مناجات ها باعث می شود فردا خورشید

طلوع کند؟

شاگرد پاسخ داد:نه.خورشید بر حسب قوانین کیهانی

طلوع می کند.

عارف گفت:اگر تو صبح زود بلند شوی طلوع خورشید را

 می بینی و اگر دیر بلند شوی نمی بینی.خداوند

همیشه به ما نزدیک است.این مناجات باعث می شود تا

 متوجه حضورش شویم.

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:35 توسط لیلا |



خدایا

آسمان از آن بالا چه می بیند که اینگونه می نالد و می گرید.

 

 

باید از محشر گذشت

این لجن زاری که من دیدم سزای سخره هاست.

               

                                                     شهریار

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 18:35 توسط لیلا |



شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و

صدف های قشنگ بازی می کند،اما غافل از آنیم که دریایی بس

 بزرگ و بی کران در بربر دیدگانمان قرار دارد که در اعماق آن

 اسرار عظیم و شگفت انگیزی نهفته است.

                                              نیوتون

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:24 توسط لیلا |



 

معلم فلسفه ای در کلاس درس ظرف شیشه ای سس مایونز را که خالی بود برداشت و در آن توپهای گلف را ریخت.سپس از دانش اموزان پرسید آیا ظرف کاملا پر شد / همه گی پاسخ دادند بله.

آنن وقت معلم رفت و مقداری ماسه اورد و ریخت در ظرف ،ماسه ها جاهای خالی میان توپهای گلف را پر کردند.آن وقت معلم پرسی آیا پر شد .دانش آموزان گفتند بله پر شد.

آن وقت معلم رفت و مقداری شن آورد و در ظرف ریخت ظرف ها جاهای خالی میان شن ها را پر کردند.آن وقت معلم پرسید اکنون چه طور پر شد؟

شاگردان گفتند بله پر شد.

معلم یک فنجان قهوه از زیر میز برداشت و در ظرف ریخت ظرف کاملا پر شد.

آن وقت معلم گفت:

توپهای گلف قسمت های مهمه زندگی شما هستند .مثل خدا ،مادر ،پدر،عشق و....

ماسه ها دیگر چیزها مثل :اتومبیل،خانه،حساب بانکی و....

و شن ها چیزهایی مثل شغل و تحصیلات شما هستند.

اگر فقط توپهای گلف را در ظرف زندگیتان بریزید زندگیتان کاملا پر است و احساس کمبود نمی کنید اما اگر اول شن و ماسه ها را در ظرف بریزید شاید به اندازه ی کافی جا برای توپ گلف نماند.

یکی از شاگردان پرسید: پس یک فنجان قهوه چه بود ؟

معلم گفت یعنی هرچه سرت شلوغ باشد برای خوردن یک فنجان قهوه با دوستت وقت خواهی داشت.

شم فکر می کنید توپهای گلف زندگیتان چه کسانی یا چه چیزهایی هستند؟

ایا در ظرف زندگیتان جایی برای یک فنجان قهوه دارید؟

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:22 توسط لیلا |



زلیلایی شنیدم یا علی گفت

به  مجنون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالفنون است

که هر دیوانه دیدم یا علی گفت.

 

 

 

تا کنون اقیانوسی را ندیده بوده بودم که عمود بر زمین باشد .یاعلی.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:29 توسط لیلا |



من در خانه ی فقیراته ی خود چیزی دارم که تو

در عرش کبریایی خود نداری که من چو تویی

دارم و تو چون خودی نداری.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:4 توسط لیلا |



 

 

نه زندگی آنقدر شیرین است و نه

 

مرگ آنقدر تلخ است که آدمی

 

پای بر شرافت خود بگذارد.

 

                    امام علی «ع»

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:35 توسط لیلا |



من انسان نخستینم و انسان آخرین. و همچنان که این سخن بر زبانم جازیست لحظه بی جسم و وزن در زیر پایم دهان می گشاید و بر فراز سرم بسته می شود و زمان ناب همین است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:12 توسط لیلا |



اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان  بکنید.

                                  

این ما هستیم که به دیگران می آموزیم چگونه با ما رفتار کنند.

                                  

اگه کسی گفت برات می میره دروغه حقیقت و کسی می گه که برات زندگی کنه.

                                   

آنان که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند بگویید پاییز همان بهاریست که عاشق شده است.                    

هیچ وقت مغرور نشو چون برگ درست زمانی که طلایی می شه می ریزه.

                                  

فضیلت عبارت است از شباهت روح به تمام فضیلت ها یعنی خداوند.

                                 

همه دعا می کنن بارون بباره اما خدا دلش با اون بچه ایه که چکمه هاش پاره است.

                                   

                                  

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 1:15 توسط لیلا |